یا جواد الائمه"ع"

یه خواهش...

بچه ها تورو خدا

خواهش میکنم

وقتی نظر میذارین

آدرس وبلاگتون یادتون نره...

نیما یوشیج...

نیما یوشیج در جشن یکسالگی فرزندش نوشت:

"پسرم!یک بهار

یک تابستان

یک پاییز

و یک زمستان را دیدی!

ازین پس همه ی جهان تکراری ست

جز مهربانی.........."



؟


"رقصنده با گرگ"

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شب آرزوها


زخمی که میزنیم...

http://doku.cac.at/dan_perjovschi_dialog-2_2008.jpg
زخمی که میزنیم

دلی که میشکنیم ارزان نیست

یک جایی باید بهایش را بپردازیم 

یک وقتی شاید همین نزدیکی ها

گاهی لازمه....

گاهی لازمه....

 

آدما گاهی لازمه
چند وقت کرکرشونو بکشن پایین
یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن :
کسی نمرده.
فقط دلم گرفته.....

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند!!

 
 
آدمها برای هم سنگ تمام میگذارند
اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه...
آن جا که در میان خاک خوابیدی؛
«سنگ تمام» را می گذارند و می روند ...!

کافی است سر به زیر باشی...


گرگ شده اند اینروزها...
کافی است سر به زیر باشی

با بره اشتباهت میگیرند

خیز برمیدارند برای دریدنت...

در پی دلیلیست که ببخشد ما را ...

خالق من «بهشتی» دارد، نزدیک، زیبا و بزرگ؛
و «دوزخی» دارد، به گمانم کوچک و بعید؛
و در پی دلیلیست که ببخشد ما را ...
«دکتر علی شریعتی»

معجزه....

خــــــــدایا
من اینجا دلم سخـــــت معجزه میخواهد
و تو انگار
معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مـــــــــــبادا ....!!

گول دنیا را مخور.....

گول دنیا را مخور......!!
ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند
بره های این حوالی گرگ ها را میدرند
سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها
زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند.....

یادمان باشد!

یادمان باشد!
هر پس مونده‌ای که‌ من زمین میندازم
قامت یه‌ نفرو خم میکنه.....

لنگه های چوبی درب حیاطمان ...

لنگه های چوبی درب حیاطمان؛
گر چه کهنه اند و جیرجیر می کنند؛
ولی خوش به حالشان که لنگه ی هم اند .

نماز دو نفره...

خــــدایا
دلم هوس یک نماز دو نفره کرده است ...
فقط من باشم و تو !!!!!

ما دیگر فقیر نیستیم....

خداروشکر ما دیگرفقیر نیستیم
دیروز پزشک روستا گفت:
چشمان پدرم پر از آب مروارید است!!!!

گرگ صفتان...

نــه صدایش را " نــازک " میکــرد ..
و نــه دستــانش را " آردی "
از کجــا بایــد به گرگ بودنش شک میکــردم؟!!!!!!!

دست گيري...

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران
می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده
ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد
شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می
گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا
برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟
طریقت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست

آهسته رد شو...

اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی،

آهسته رد شو


غم را با هزار بدبختی خوابانده ام...

اشتباه

وقتي همه با من هم عقيده مي شوند ،
تازه احساس مي کنم که اشتباه کرده ام!!!
اسکار وايلد

خوشبختی یافتنی نیست

خوشبختی یافتنی نیست ساختنی است.
از زندگی لذت ببرید حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده اید...
دیروز پشت خاکریز بودیم و امروز در پناه میز!
دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود.
جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد...

سخت است...

سخت است فهماندن چیزی به کسی که
برای نفهمیدن آن پول می گیرد.
احمد شاملو

آنجا ببر مرا...

آنجا ببر مرا که شرابم نبرده است.

نان دادن، کار مردان است

خواجه عبدالله انصاری فرمود:
بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است
و روزه فزون داشتن، صرفه ی نان است
و حج نمودن، تماشای جهان است.
اما نان دادن، کار مردان است...

تجربه...

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛
به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!

نخند!!!


به سرآستین پاره کارگری که دیوارت را می‌چیند

و به تو می‌گوید ارباب ،نخند!

به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری ،نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می‌رود

و شاید چندثانیه کوتاه معطلت کند ،نخند!

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه پیراهنش جمع شده نخند!


وجدان

متاسفانه بعضی ها هستند که :
بی غذا ، دو ماه دوام می آورند ؛
بی آب ، دو هفته ؛
بی هوا ، چند دقیقه ؛
و
بی "وجـــدان" ، خـیلی ...

کمر شکسته ترینم...

اگر...
اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم...
 

یا امام علی النقی الهادی"ع"




غمگینم...

غمگینم...

همانند دلقکی که روی صحنه

چشمش به عشقش افتاد که با معشوقش

به او میخندیدند......................

این چه رسمیست؟؟؟


این چه رسمیست؟؟؟

پیراهنش را من برایش خریدم...

دیگری از تنش درآورد...............

بنده که نباشی...


"بنده" که نباشی

"متکبر" میشوی...

حتی در "سجده های طولانی"................................


همه فکر میکنند...



همه فکر میکنند"تنها بودن" شما را غریب میکند...

اما این صحیح نیست...

گرفتار فردی"بی لیاقت" بودن

غریبانه ترین حس دنیاست.....

اینبـــــار کــه کسی آمد ...


اینبـــــار کــه کسی آمد ...
نمــی گویم بـرو !!!
حــتی نمی گــویم کس دیگـــری را می خـــواهم ...
فقـط می گــویم :
ببیـــن !

من شکــستـه ام !
خستـــه ام !
کمی آرامم کــــن ...
همـیـن ..........

 

 

یا باقر العلوم"ع"...




ولادت امام محمد باقر"ع" و فرا رسیدن ماه رجب مبارک...



دعای هر روز ماه رجب:

"یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ

وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ

یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ

یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ

یا مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً

اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ

جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَةِ

وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَةِ

فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ

وَزِدْنى مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ 

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ

یا ذَاالنَّعْمآءِوَالْجُودِ

یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ

حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّارِ"



گناهان بي سابقه...


هرگاه مردم به گناهان بي سابقه روي آورند

به بلاهاي بي سابقه گرفتار مي شوند.

"حضرت امام رضا (ع)"

 

یادت باشه...

یادت باشه

"موندنی" با لگدم نمیره

 و

"رفتنی" با خواهشم نمیمونه.................

بـــراي بـــعضي دردها...

بـــراي بـــعضي دردها...

نـــه مي توان گريــــه کرد ، نــــه مـي توان فريـــــــــاد زد ... !

بــــراي بـــــــــــعضي دردها ...

فـــــقط مي توان نــگاه کرد و بي صدا ،

شـــــــــکــــــــــســـــــــت...

خدایا!  منو به آرزوم برسون!

خدایا!

منو به آرزوم برسون!!!!!!!!!!!!

بسته بندی کرده ام...


بسته بندی کرده ام

لبخندم را

شاید اتفاقی تو را دیدم

آنقدر تمیز میخندم

که به خوشبختی ام حسادت کنی...

دستهایم را کسی نمیگیرد...




دستهایم را کسی نمیگیرد...

در جیب میگذارم.........

شاید در ته جیبم خاطره ای مانده که هنوز گرم است.........

"بی کسی هم عالمی دارد"...

...


تو که نمیدانی...




تو که نمیدانی خنده هایم چقدر درد میکند...

فقط میبینی که میخندم...............

پس قضاوت به خوشبختیم نکن...



امشب...!



امشب...!



هنگام خوابیدن با خود قدری فکر کنیم

امروز چه کرده ایم...!

که فردا لایق زنده ماندن باشیم

يك بار خواب ديدن تو...


يك بار خواب ديدن تو...

به تمام عمر مي‌ارزد...

پس نگو...

نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست...

قبول ندارم !

گرچه به ظاهر جسم خسته است،

ولي دلم دريايست.............

قلبم یک خط در میان می زند….


قلبم یک خط در میان می زند….

زود نیست؟

دست هر پیر زنی را گرفتم …گفته…”پیر شی مادر”…

خدایا....

نکند در جوانی پیر شدم؟



حرفهایم را تعبیر میکنی...


حرفهایم را تعبیر میکنی، سکوتم را تفسیر

دیروزم را فراموش، فردایم را پیشگویی

به نبودنم مشکوکی، در بودنم مردد

از هیچ گلایه میسازی و از همه چیز بهانه

من کجای این نمایشم؟!

.....


دیدی ای  حافظ!




دیدی ای  حافظ که کنعان دلم بی ماه شد

عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد

گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی

یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد

لحظـه های سکوتـــــــم...



لحظـه های سکوتـــــــم

پُــــــرهیـاهــــو تـــرین دقایـــــــق زندگـــــی ام هستند

مملو از آنچه میخواهم بــــــــــگویم

و

نــــــــــمیگویم!!!!!!

ما دوستی را پاس میداریم...



ما دوستی را پاس میداریم

حتی با سکوت...

به قول نیما:

"بادها میوزند و شنها را جا به جا میکنند

اما صحرا همچنان صحرا باقی میماند"...