نفرین به سفر...
ما چون دو دریچه رو به روی هم
آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه ی بهشت، اما... آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد
"مهدی اخوان ثالث"
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 13:40 توسط سما
|