جو گیر شدم...
چند دقیقه پیش جو گیر شدم و برا "خدا" تریپ
غمگین و شکست خورده و ناراضی ورداشتم که :
"خدایا! من نه صبر "ایوب" رو دارم...
نه عفت "یوسف" رو...
نه قدرت "امام حسین" رو که این همه غمو تحمل کنم...
پس بیا یه بار باهام حرف بزن...
یه بار بذار صداتو بشنوم !"
.
.
.
خدا هم بهم گفت:
"تو که "موسی" نیستی"!
و منم کاملا و به طور رسمی حرفی برای گفتن نداشتم...
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 12:51 توسط سما
|