آتش که بودی...
آتش که بودی
نه می سوزاندیم، نه مرا گرم می کردی
نهر که بودی
نه غرقم می کردی
نه لحظه ای در آغوش موج برتریم می دادی
اکنون نیز گردبادی ساکتی
که هر روز بارها تند برمی خیزی
اما نه لختی کنارم آرام می گیری
و نه حتی چون اسبی با خویش به آسمانم می بری
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:8 توسط سما
|